به بهانه خاموشي تنها سينماي مسجدسليمان
احیای سینما،مطالبه فعالان فرهنگی

باشگاه روزنامه نگاران مسجدسليمان/ محمد باقري: با مروری بر خاطرات مسجدسلیمانی های ده چهل به رویدادها و نکات مشترکی خواهید رسید. نکاتی که هریک از آن نسل به نحوی با آن مواجه شده اند و ماحصلش را به گونه ی خاص خود واگو نموده اند.اما در نقاطی همه ی آنها مشترکند.فقر و نداری و تبعیض دردآور میان اقشار و سطوح مختلف جامعه، زمینه مشترکی است که زیربنای غالب رویدادهای آن عصر است.در این میان و به دلیل فاصله و تضاد طبقاتی بین اندک قشر متمول که عمدتا شرکت نفتی بوند و گروه دیگر از اجتماع که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند ، مولد خاطرات تلخ و شیرینی بسیاری بود.امکانات رفاهی شهر در انحصار اقلیت بودند و اکثریت محروم بودند و مشتاق استفاده و برخورداری از آنها.یکی از امکانات تفریحی که آن روزها طرفداران بسیاری داشت و از قضا مسجدسلیمان اولین شهر برخوردار از آن در ایران بود “”سینما”” است.

اگر پای صحبت های نوجوانان و جوانان آن نسل نشسته باشید،قطعا بارها شنیده اید که چگونه از حسرت ورود به سینما و تماشای فیلم هایی که در سینما صحرایی پخش میشد و البته لذت تماشای آن در بلندیهای مجاور و مشرف به محل پخش که آن روزها در فقر مفرط و نبود تلوزیون و شبکه های ویدویی ،غالب جوانان و نوجوانان به آن حربه متوسل می شدند میگویند.

و یا خیل عظیمی از افراد که پشت در سینما باشگاه مرکزی جمع میشدند و با التماس به خانوادهایی که اذن دخول داشتند با آنان همراه می شدند و با این ترفند پر از ریسک، خود را به عنوان فرزندان آنان جا میزدند تا شاید بتوانند وارد سالن سینما شوند.

سینما با خاطرات آن نسل و نام مسجدسلیمان عجین شده است. به گونه ای که هنوز هم با واگوی آن حسرت شیرین، بغضی تاریخی گلوی آنان را می فشارد. آنچه باعث نگارش این نوستالوژی مشترک گردید،افتتاح مجدد سینما هلال در محل بازار نمره یک مسجدسلیمان بود.اما احیا و بازسازی این سینما که به همت مدیریت اسبق هلال شهرستان و با صرف هزینه ای بالغ بر ۶۰۰میلیون تومان صورت پذیرفت و نوید رشد و تعالی فرهنگ و هنر شهرستان را می داد،دیری نپایید که مجددا دربهای آن قفل گردید و از سرانه فرهنگی شهر خارج شد.که به نظر می رسد،اینبار نه به دلیل بی توجهی نهادهای مربوطه که به دلیل بیگانه شدن نسل های جدید با سینما و عدم استقبال عموم مردم از آن و جایگزین شدن نسخه های مشابه و تغییر ذایقه فرهنگی و هنری جامعه به وقوع پیوسته است.

وقوع این امر، برای سیاست گذاران و مدیران خرد و کلان فرهنگی،باید به مثابه به صدا در آمدن زنگ خطر باشد.زیرا که فرهنگهای مهاجم و بیگانه با بافتار اجتماعی ،با لطایف الحیل و نقاب های خوش خط و خال در حال استحاله نمودن شمایل فرهنگی جامعه است.که نمود تاخوشایند آنرا به وفور و در بطن جامعه و با ظهور ناهنجاری های گوناگون در ابعاد مختلف (از شیوع جرایم مختلف تا سایر معضلات اجتماعی متعدد )شاهد هستیم.

سینما ضمن آنکه مکانی است برای عرضه تولیدات فرهنگی و هنری داخلی به عموم جامعه_که در تهدید و خطر مستقیم تهاجم فرهنک های بیگانه هستند _بلکه ابزاری است برای ارتقا سطح دانش عمومی و سو دادن به تمایلات جمعی و یکی از شاخص های توسعه فرهنگی در هر جامعه است.پر واضح است که قدرت های بزرگ برنامه های پشت پرده ی استعماری و سلطه جویانه خود را برای کسب مشروعیت و اقناع افکار عموم جامعه بشری در لوای فیلم های پر از جذابیت های گوناگون و با صرف هزینه های هنگفت مستور کرده و بصورت رایگان در شبکه های ماهواره ای به پخش آن می پردازد.چندی پیش در تبلت بازی کودکی از بستگان ،بازی فول HDسیصد نصب شده بود. و این طفل با جدیت تمام در نقش کاراکتر نقش اول(فرمانده یونانی)برای کسب امتیاز و ارتقا به مرحله بعدی و با لذت تمام ،مشغول کشتن سربازان ایرانی بود!!

نفوذ و سیطره اندیشه های مسموم و خانمان برانداز تحمیلی و وارداتی،که در غفلت سیاست گذاری های صحیح و مستمر فرهنگی اجازه رشد و نمو در خانواده ها(به مثابه جزیی ترین نهاد اجتماعی) پیدا کرده تا به این حد دقیق عمل کرده وبه کنترل از راه دور جامعه اسلامی و ایرانی پرداخته و با این ابزارهای پر زرق و برق عنان اختیار را از کف خانواده ها ربوده است. لذا شایسته آن است که تمامی نهادهای متولی و دلسوزان فرهنگی وارد این کارزار شده و هریک به قدر تکالیف و وسع خود در احیا سینما های شهر انجام تکلیف نمایند.

درباره نویسنده

7960مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2019 باشگاه روزنامه نگاران مسجدسلیمان. محفوظ است.
ویرایش شده توسط سعید مرادی