در آستانه ی ۱۲ آبان نهمین سالگرد درگذشت یکه تاز آواز بختیاری،استاد بهمن علاالدین

باشگاه روزنامه نگاران مسجدسليمان- در آستانه ی ۱۲ آبان نهمین سالگرد درگذشت یکه تاز آواز بختیاری،استاد بهمن علاالدین متني را در سوگ استاد علاالدين ارسال نموده كه مي خوانيد:

چقدر دلم برای صدایت تنگ شده استاد…

صدایی که اگر از شادی هم میخواند باز غمی در آن نهفته بود…

صدایی که وقتی از مال به ره میخواند انسان کوچ ندیده را هم راهی”مال کنون” میکرد…

استاد بزرگ…

از وقتی که تو رفته ای انگار دنیا عوض شده…

از وقتی که تو رفته ای “آستاره ی صحو” دیگر سر نزده،

دیگر دل کسی برای “گل نازدارش” تنگ نمیشود،

مالها سالهاست که دیگر کنار هم بار نمی اندازند،

دیگر کسی برای دیدن کسی “گِردِواری” نمی کند،

دیگر کسی برای کسی “قاصد بهار” نمیشود،

دیگر کسی جلوی پای “بَهیگ ها” “نرمیش کال قربانی “نمیکند،

دیگر کسی “مَنــــــــــــــــــــــــــــــدیر” کسی نمی ماند،

دنیا “دَنگ و فَنگ”درآورده استاد ولی زیر سر خودش “دِنگِ دِنگ” است،

از وقتی که تو رفتی غَله هایمان نچیده مانده اند و گرمسیرمان پر شده از “نو بَرزیَران چپ نَتَنیده”

“کوگ های رَشت خوشخون”سر بزیر برف “تاراز” کرده اند و نمیخواهند نبودنت را ببینند،

دیگر از دختران “لچک ریالی” و “لَو برگ بیدی” خبری نیست،

سالهاست که گل های “باوینه” تا “زیر زونی” نمیرسند،

دلها همه امروزی شده اند و “گلهای کاغذی” را بیشتر دوست دارند،

“دلهای سیاه”مان برای هم تنگ نمیشوند،

دیگر کسی در “کوچه های خاکی” منتظر کسی نمیماند،

استاد عزیز…

نمیدانم بعد رفتن تو “سیچه هَمقو بیقراروم”

بعد رفتنت “به روز افتونه پاهوم تا بدهره،به شو آستاره هانه ایشماروم”

غریبانه زیستی و غریبانه و دور از دیارت آرام گرفتی…

و تو چه زیبا خواندی که:

“تش منه کار غم اوفتا نیله که جا بگریم…”

استاد عزیز…

کاش بودی و دوباره “عهدی باهم” میبستیم تا چارلنگ و هفت لنگ “یَک بِگِرِن”

چرا که تو “سِتین” ایل بودی…

قومت همیشه نامت را با افتخار به زبان خواهند آورد و آیندگان نیز قدردان زحماتت برای اعتلای فرهنگ و آواز بختیاری خواهند بود.

روحت شاد و بهشت برین جایگاهت باد…

 

صادق شهبازی

درباره نویسنده

6817مطلب نوشته است .

۲ Comments on “در آستانه ی ۱۲ آبان نهمین سالگرد درگذشت یکه تاز آواز بختیاری،استاد بهمن علاالدین”

  • فرشید wrote on ۱۰ آبان, ۱۳۹۴, ۲۰:۰۴

    درود بر اسطوره ی ایلم مسعود بختیاری.افسوس که دربین ما نیستی.دلتنگتیم یک تاز آواز.دلتنگتیم…
    افسوس و صد افسوس که آرمگاهت در شهرمان نیست…افسوس…

  • خسرو wrote on ۱۲ آبان, ۱۳۹۴, ۷:۳۱

    روحت شاد فردوسی بختیاری،دیگر کوگ تاراز هم نمیخواند.

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2018 باشگاه روزنامه نگاران مسجدسلیمان. محفوظ است.
ویرایش شده توسط سعید مرادی