باز نفس خوزستان به شماره افتاده است

باز نفس خوزستان به شماره افتاده است

باشگاه روزنامه نگاران مسجدسلیمان/ محمدرضا کرم زاده: ازحق طبیعی خود یعنی نفس کشیدن درهوای پاک محروم شده ایم،آیا ما حق نفس کشیدن درهوای سالم را نداریم؟
آیا واقعا دولت و دولتمردان توانایی مهار ریزگردها را ندارند،یا نمی خواهند؟تا خانم ابتکار بود بعضا شعار میدادیم ابتکار رابرکنار کنید،ابتکار توانایی مدیریت محیط زیست را ندارد،و باید استعفا دهد و فرد توانمندتری را روی کار بیاورید، اگر چه بعد از کنار گذاشتن ابتکار گزینه ی باقواره ای برای این سازمان منصوب وانتخاب نشد. تا بوده سهم ما ازثروت نفت وگاز خوزستان بیکاری بوده واکنون خاک خوردن است، سهم ما از نفت عقب افتادگی عمرانی است و بس.
وضعیت آلودگی هوا امروز که۲۳بهمن ۹۶می باشددراستان خوزستان از مرز ۷۰برابرحد مجاز عبور کرده و این یعنی مرگ خاموش،یعنی مبتلا شدن به سرطان ریه…یعنی خسارتهای فراوان به محیط زیست،بروز و تشدید بیماریهای تنفسی،قبلی،گوارشی،یعنی تهدید صنعت کشاورزی،گردشگری یعنی تن دادن به مهاجرت های اجباری به استانهای دیگر ویا حتی خارج از کشور،براستی اگر این فاجعه درنقطه ای دیگر ازکشور مثلا پایتخت بود و اینگونه استمرار داشت کار به کجا می انجامید؟از بانوی محیط زیست خیری نصیب خوزستانی ها نشد فقط گاه و بیگاهی مصاحبه ای با ژست های جوان پسندانه ای از اوشاهد بودیم ،اخبار خاصی هم ازکمیته مقابله با ریز گردهاسراغ نداریم و نمیدانیم بالاخره آیا مصوبات عملیاتی وفوری برای نجات مردم خوزستان داشته یاخیر اگر چه ظاهر قضیه اینطور بنظر می رسد که تشکیل این کمیته فقط کار مسئولان خرید وکارپردازان رابیشتر کرده است ونام خود راازگردوغبار به ریز گردها تغییر داده است. نمی دانم تا چقدر حرف نماینده ایذه را بپذیرم
که در مصاحبه آورده تاکنون باور و اراده ای جدی در دولت برای برخورد باپدیده ریزگردها وجود ندارد و دیگر اینکه دولت متاسفانه مسائل ومشکلات خوزستان را جدی بررسی نمی کند اگر چه امیدواریم این دست حرفها زیاد رنگ حقیقت به خود نگیرد.تا خانم ابتکاردر راس امور بود بیشتر وقت خود را صرف گربه سانان میکرد اگرچه برای آنان هم اقدام جدی وقابل دفاعی صورت نگرفت اما ای کاش در سیاست های این سازمان حل مشکلات مردم خوزستان پس از گربه سانان در اولویت دوم قرار می گرفت!که نگرفت!نمیدانم عیسی کلانتری که تحصیل کرده دانشگاه ایالتی ایوا آمریکا است تاچه حد عزم خود را برا حل مشکلات زیست محیطی خوزستان به میدان می اورد،در کارنامه خود دبیری ستاد احیای دریاچه ارومیه را دارد که ظاهرا اتفاق خاصی نیفتاد در گام اول خود طبق شنیده ها درحق خوزستان جفا کرده و طی نامه ای محرمانه به معاون رئیس جمهور آورده که خوزستان کمبود آب ندارد ونیازی به آب ندارد و لذا می توان آب کارون را به استانها وشهرهای دیگر منتقل کرد!نمی دانم بر اساس چه منطقی این نظریه داده شده است اما شاید واحتمال دارد که نوشتن این نظریه جز شروط این انتصاب بوده باشد! درست است که طبق گفته خود ایشان از حیات وحش سر در نمی آورد اما باتوجه به مدرک تحصیلی اش
تقریبا باید ازموضوع آب با اطلاع باشدچرا اعلام چنین نظری حتی ازسوی یک فرد کم سواد هم بعید است،شایدچشم هایش ضعیف بوده که ساحل به گل نشسته کارون و یا تالاب های خشکیده شادگان را ندیده باشد،وشاید گوش هایش هم سنگین و ناشنوا بوده که صدای آن بلم دار وآن صیاد تالاب را نشنیده است که می گفت تمام حیات و زندگی ما به حیات کارون بستگی دارد!کلانتری که درپاسخ نماینده مجلس که چرا این نامه رو نوشته ای با قلدوری و با ادبیات کوچه وخیابانی پاسخ می دهد من که ابتکار نیستم من کلانتری هستم!من نگارنده ازاین نوع پاسخ احساس نوکری مردم را نمیکنم بلکه احساس برتر بودن از مردم بیشتر برداشت میشود ،باز دیده بان ومدافع مردم ایذه درنطق خود آورده کلانتری آمده که محیط زیست را در جهت منافع سیاسی،گروهی،ورونق استانهای خاصی سوق دهد و اگر اینطور باشد کار مسئولین استانی ما که بعضا خواب تشریف دارند سخت تر خواهد شد و به نمایندگانی از جنس مدرس ها نیاز است آیا داریم؟جفا وظلم کلانتری به خوزستان بجایی می رسد که علمای خبرگان رهبری را هم در می آورد،آیت الله کعبی خطاب به رئیس جمهور می گوید اگر میخواهید مشکل ریز گردها راحل کنید اول باید کلانتری را عزل کنید،وحقیقتا کلانتری بااین دیدگاه غلط وسیاسی کاری صلاحیت مدیریت سازمان مهمی چون محیط زیست را ندارد.
وزارت نفت درخصوص احیائ۲۰۰هزارهکتار از اراضی هورالعظیم کوتاهی کرده است اما مدیران میانی واستانی ظلم وجفایشان بیشتر بوده چرا که در انتقال این دست مشکلات دست به عصا وبا محافظه کاری حرکت کرده اندو در بیان انها دچار لکنت زبان شده اند،نمایندگان مجلس در ادوار گذشته تاکنون آیا نخواستند ویا نتوانستند نمی دانم،”اگر چه اعتبار۱۵۰میلیارد دلاری که در بوجه امسال از محل صندوق توسعه انهم با عنایت رهبری برای درمان این زخم کهنه به تصویب رسیده و اگر چه هرکسی آنرا بنام پیگیری خود سند می زند وهرچند این نگرانی وجود دارد مانند خیلی از اعتبارات مشمول حکایت ان قالب یخ شود که تا به استان ما برسد چیزی ازش نمانده باشد!آری تاکنون اگر از نرخ بالای بیکاری می نالیدیم از این به بعد از باران خاک هم باید بنالیم حکایت استان وسرزمین ماشده حکایت مردمانی که روی گنج نشسته اند ودنیایی ازدرد ورنج دارند،بقول نماینده خرمشهر تا کی باید سکوت کرد؟طی یکی دو روز گذشته بارش خاک به اندازه ای بود که باز مدارس و ادارات تعطیل شدند و اگر باران نمی بارید شاید از هر کدام ازما یک مجسمه خاکی ساخته میشد (وباز ابرها وبارش باران به داد مردم خوزستان رسیدندوگرد وغبار تا حدودی فرو نشست)آری تنها هنر وتدبیرمسئولین استانی درمقابل پدیده ریز گردها تعطیلی مدارس و ادارات بوده است وبس!بقول جناب میلاسی تعطیلی برای گرد وغبار،تعطیلی برای شرجی،تعطیلی برای خشک سالی،تعطیلی برای قطعی برق،تعطیلی برای بی آبی …کم زحمت ترین،ارزان ترین،کار دولت ودولتمردان برای مقابله بامشکلات جامعه خوزستان همین بوده است،تازه در مقابل این هنرخود توقع تشکر از مردم را دارند!غافل از اینکه باتعطیل کردن مدارس فقط به آموزش وسطح یادگیری دانش آموزان آنهم بیشتر به قشری از دانش آموزانی که توان گرفتن معلم خصوصی ندارند خدشه وآسیب وارد میشودو در نهایت شاهد افت تحصیلی آنان خواهیم بود،وباتعطیل کردن پی درپی ادارات هم کار خلق خدا روی زمین می ماند وامروز به فردا حواله میشود اما دراین بین نمی توان از خطر ابتلا به انواع بیماری های سرطانی حاصل از این همه گرد وغبار مردم خوزستان چشم پوشی کرد.
واقعا قابل هضم نیست که چرا هردفعه توپ پدیده گرد وغبار توسط مسئولین بین هم دیگر پاس کاری میشود یکروز این مهمان ناخوانده را مسافری از کشور عراق می نامند و روز دیگر بیابانها وتالاب های خشک شده خودمان رامصوب این پدیده می دانند.
حرف من نگارنده این است باگفتار درمانی کار به جایی نخواهد رسید باید عملگرا بود باید واقعی تر و جدی تر پای کارآمد با ژست گرفتن ومصاحبه کردن وحرف ها زیبا بر زبان آوردن کاری ازپیش نمیرود وبقول معروف دو صد گفته چو نیم کردار نیست وتمام تقصیر ها وکوتاهی هارا به گردن دولت قبل و یا دولتمردان قبلی انداختن نه درست است ونه دردی را دوا می کند.
اگر انقدر که وقت صرف داستان واردات بنزین وگربه سانان… شده بود به موضوع ریز گردها توجه میشد کار به سرانجامی رسیده بود!تاکنون بیش از یک دهه است که هر دفعه مسئولان قول درختکاری و توسعه پوشش گیاهی،مالج پاشی به منظور تثبیت خاک بیابانها،احیاوزنده کردن تالاب ها وهورهایی همچون تالاب شادگان وهورالعظیم …رامی دهند اما این وعده ها دریک مصاحبه وصورتجلسه خلاصه میشوند تا گرد وغبار بعدی همه چیز به راحتی فراموش میشود! سوال اینجاست واقعا آیا سلامتی ۶میلیون خوزستانی منهای استانهای دیگر برای مسئولین مهم نیست یک نفر نیست بعضا به آقایان نماینده بفرماید فقط بازدن ماسکهای نمادین کاری پیش نمیرود در این خصوص کوتاهی ادوار نمایندگان کمتر از ادوار دولتها نبوده است.
نمی دانم شاید چون معضل گرد وغبار باعث ایجاد اشتغال می شود (مثلا عده ای فروشنده ماسک میشوند ویا بازار کارواش داران وبیمارستانها…گرم تر میشود)پس بدون شک نرخ بیکاری و اقتصاد تکانی به خود می دهد پس اگر معضل گرد وغبار ادامه داشته باشد شاید جناب نوبخت بهتر بتواند حرف خود را درخصوص کاهش نرخ بیکاری و رونق اقتصادی رابا آن لبخندهمیشگی اش به کرسی بنشاند!
معضل گرد وغبار باقدرت نمایی وجولان دادن خود توانسته است چند میلیون خوزستانی بی گناه را درخانه های خود زندانی (حصر خانگی)کند جرم را مسئولین ودست اندر کاران کرده اند سوال می کنی چه جرمی بی تفاوتی، سهل انگاری،بی تدبیری،کوتاهی…ان وقت مردم باید جورش را بکشند و مبتلا به انواع سرطان ها وبیماری ها بشوند ودرخانه های خود زندانی شوند!
واقعا چرا تا کنون جناب استاندار ومجمع نمایندگان وحتی مجلس خبرگان نتوانسته اند دولت رامتقاعد کنند وبه این نتیجه برسانند که درخوزستان فاجعه ای درحال رخ دادن است وحق نفس کشیدن وزندگی عادی بیش ازیک دهه از شهروندان خوزستانی گرفته شده است.مگر ما خوزستانی ها شهروند شماره دوهستیم که حل مشکلاتمان در اولویت قرار نمی گیرد؟واقعا اگر مسئولین نمی توانند تدبیری کنندواز آنجاکه مهار شدن ریز گردها بارها بواسطه باران الهی بوده پس شایسته است بجای حضور در جلسات پی درپی در مصلی ویا مسجدی گردهم جمع شوند با دعا ونیایش نماز باران بخوانند واز خداوند قادر وحکیم عاجزانه طلب بارش باران همزمان با پدیده گرد وغبارها داشته باشند(اگر چه با وجود این همه اختلاس گران وغارتگران بیت المال و رانت خوران دربین مسئولین جای شک وجود دارد که دعایشان مستجاب شود)اما باز بهتر از جلسات بی حاصل است!آری حتما شنیده اید وشاید خوانده اید که جناب رئیس جمهور محترم در صفحه اینستاگرام خود مدتی پیش بامردم خوزستان همدردی گرمی کرده بودوبیان وابراز داشته بود “باشما هم نفسم” آری جمله ای بهتر وآرامش دهنده تر از این شاید در ادبیات ما پیدا نشود
اما میخواهم خدمت رئیس جمهورمحترم عرض کنم شما که درزمان اخذ آرا حقوق شهروندی را سرلوحه خود قرار دادید وتا کنون در حد همان مصاحبه مانده است باور کنید نفسهایمان به شماره افتاده و شاید بهتر باشد بگویم از نفس افتاده ایم وناچاریم در خانه های خود درحبس باشیم شما چطور؟!
درخانه هایمان بدون هیچ جرمی زندانی می شویم ودرخطر ابتلا به انواع بیماریها قرار گرفته ایم،شما چطور؟!به نفس تنگی وسرفه افتاده ایم،باقامتی خمیده و چهره های ژولیده اما سعی کرده ایم بخاطر راه امام وشهدایمان استوار بمانیم درحوادث اخیردرخط معترضین به گرانی.بیکاری.فساد اداری وتبعیض.اختلاسهای کلان بوده ایم وگلایه داریم دلخور هستیم شکایت داریم اما تا بحث منافع انقلابمان را درخطر دیدیم تا رد پای بیگانه را دیدیم باز از خواسته های به حقمان گذشتیم وحماسه دیگری درجهت اطاعت از امام مان خلق کردیم اما شما چطور ؟آیا کسی از دولت مردان از مردم معذرت خواهی نمود بخاطر شرایط بداقتصادی و برای محقق نشدن شعارهای دوران انتخابات؟جناب رئیس جمهور گرامی دربرخی شهرهایمان علیرغم مشکلات عدیده ای که وجود دارد۷۳درصد آرای خود را بنام شما نوشتند ما شما راهمراهی کردیم، اما شما چه کردید برایمان؟! زندگیمان تحت شعاع جدی قرار گرفته است،باران خاک،بیکاری جوانان،اکثر کارخانجات مان در شهرک های صنعتی درحالت تعطیل ویانیمه تعطیل قرار دارند،سرقت آب کارون مان آنهم بایک مجوز محرمانه آنهم برای مصارف غیر شرب،خشکیدن تالابهای بی نظیرمان”تالاب شادگان،هور العظیم…بهداشت ودرمان ناقصمان،گماشتن بعضامسئولین نا کارآمد وضیعف درمسندها وگلوگاهای استان،بی کس بودنمان در هیئت دولت ناچیز بودن سهم ماازخدمات ادوار دولتها، مرگ ومیرهای روزانه بواسطه وجود جاده های مواصلاتی نامناسب،ودهها درد دیگر که امانمان را بریده است شما چطور؟!نگران سلامتی فرزندان معصوم وسالمندان مان هستیم شما چطور؟!طاقت ها به سر آمده ،آلودگی هوا بعضا از ۶۰الی۷۰برابر حد مجاز هم عبور میکند”بخشهای کشاورزی وصنعتی خسارتهای قابل توجه ای بخود دیده است،جناب رئیس جمهور نگذارید این باور قوت بگیرد که سرزمین ایثار وحماسه،سرزمین یادها ونامها بدست فراموشی سپرده شده است سرزمینی که حضرت امام خمینی”ره”به زیبایی فرمود خوزستان دین خود را به اسلام اداکرده است”آیا شما وسایردولتمردان به این نتیجه نرسیده اید که درمقابل این ادای دین باید گامها وقدمهای استواری بردارید؟مگر ما چه از شما خواسته ایم ؟حق نفس کشیدن،حق زندگی کردن بدون خاک، بدون درد ورنج،حق زنده ماندن کارون،جاری بودن اب در تالاب هایمان آیا بنظرشما این انتظارها نابجا است؟
درپایان باز هم سپاس ودرود بر رهبر فرزانه انقلاب که با تخصیص ۱۵۰میلیارد دلارازمحل صندوق توسعه ملی برای حل معضل ریز گردها موافقت نمودند اما این نگرانی هم چنان بجاست اگر این اعتبار به صورت کارشناسی دراختیار سازمان ونهادی قرار نگیرد وبانظارت دقیقی هزینه نشود درپایان خط یا کارهای موازی وبی نتیجه ویا اقداماتی غیر اصولی صورت گرفته ویا جیب این وآنی پر شده است وحتی ممکن است از اختلاس دیگری پرده برداری شودبدون اینکه گرد وغباری به کنترل درآمده باشد،پس جناب رئیس جمهور هر اقدامی که میخواهید بنمایید لطفا سریعتر به امید روزهای بدون گرد و غبار.

درباره نویسنده

6729مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2018 باشگاه روزنامه نگاران مسجدسلیمان. محفوظ است.
ویرایش شده توسط سعید مرادی