به مناسبت پانزدهمین سالگرد عروج زنده یاد علی محمد بهرامی
مردی که هنوز لب هایش تشنه شعرهای نسروده بود + تصاویر

مردی که هنوز لب هایش تشنه شعرهای نسروده بود + تصاویر

باشگاه روزنامه نگاران مسجدسلیمان/ سعید مرادی: مهرماه که می رسد نمی شود به علی محمد فکر نکرد. معلم، نویسنده، شاعر و استاد ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی واحد مسجدسلیمان، که بیست و پنجم مهرماه امسال مصادف خواهد بود با پانزدهمین سالگرد درگذشت این محقق و معلم مسجدسلیمانی…

زنده یاد علی محمد بهرامی، زاده محله ی حسین قصاب واقع در منطقه بازار چشمه علی مسجدسلیمان بود… محله ای که زادگاه بزرگی چون منوچهر شفیانی، نویسنده، داستان نویس و از روزنامه نگاران آزاد اندیش و آزادی خواه دهه ۴۰ شمسی و همچنین مدتی محل زندگی بهرام حیدری که از نویسندگان مطرح نوگرای دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ و از معدود نویسندگان آوانگارد در زمینهٔ ادبیات روستایی–اقلیمی ایران به حساب می آمد.

علی محمد بهرامی متولد اول فروردین سال ۱۳۴۰، تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان سینا به پایان رساند. وی در سال ۱۳۵۹ دیپلم دانشسرای مقدماتی را کسب و در همان سال به اسخدام آزمایشی اداره آموزش و پرورش در آمد. استاد بهرامی در سال ۱۳۶۰ موفق به اخذ دیپلم فرهنگ و ادب و از همان سال سرودن شعر را نیز آغاز و در سال ۱۳۶۱ به اسخدام رسمی آموزش و پرورش درآمد.

زنده یاد بهرامی دز سال ۱۳۶۲ ازدواج و یک سال بعد در سن ۲۳ سالگی در رشته ادبیات دانشگاه تهران پذیرفته و همزمان در آموزشگاههای تهران مشغول به تدریس شد. وی در سال ۱۳۶۷ مدرک کارشناسی خود را کسب و یک سال بعد به زادگاه خود مسجدسلیمان بازگشت.

زنده یاد بهرامی در سال ۱۳۶۹شروع به نگارش کتاب شعر و عرفان در سرزمین بختیاری نمود. در سال ۷۵ به همراه تعدادی از دوستان شاعرش انجمن شعر فرهنگ را تأسیس و در سال ۱۳۷۶ با پایان تحصیلات خود در رشته کارشناسی ارشد ادبیات فارسی در دانشگاه آزاد مسجدسلیمان مشغول به تدریس شد. پژوهشی بر زبان فارسی در بختیاری، پژوهشی بر منظومه درخت آسوریک، تحقیق بر لهجه و گویش و زبان در بختیاری از دیگر آثار زنده یاد بهرامی ست که به چاپ نرسید.

وی بیست و پنجم مهرماه در راه بازگشت از کلاس درس در منطقه ۵ بنگله در حالی که هنوز لب هایش تشنه شعرهای نسروده بود به دلیل تصادف جان به جان آفرین تسلیم کرد. یاد و خاطره اش گرامی باد…

سال ها، بسیار خواهند آمد و خواهند رفت، آفتاب گرم تیر و مرداد باز هم بر دامنه کوههای مشرف بر مسجدسلیمان خواهد تابید. آسمان محله ی حسین قصاب چشمه علی، چهاربیشه، باز هم در ستاره باران شب های بهاری خواهد درخشید. باران های بسیاری در بی بی بیان و نمره یک بوی خاک خیس را در شهر خواهند پراکند و عابرانی که از جاده کنار نفتک عبور می کنند به یاد خواهند آورد که چه گوهرهایی در این خاک آرمیده اند و به یاد خواهند آورد که مرگ پایان راه نیست… فراموش نمی کنم در تشییع جنازه استاد اشک بود و آه و همه شعری از او را زمزمه می کردند:

رویش گیاه

در خاک سرخ رنگ مزار تو

سرشارم می کند از امید، از نشاط

به این باورم

زیر این همه خاک

جوانه ات پیام آور بهار خواهد بود

خدایش بیامرزد، روزی که زاده شد، روزی که عاشقانه زیست و روزی که به دیار باقی شتافت و باز در محشر کبری که همه خلایق به پا خواهد خاست…

او که می گفت:

مادرم پنجره را دوست نداشت

با وجودی که بهار

از همین پنجره می آمد و مهمان دل ما می شد

با وجودی که همین پنجره بود

که به ما مژده بازآمدن چلچله ها را می داد

مادرم پنجره را دوست نداشت

مادرم میترسید

که لحاف

نیمشب از روی خواهر کوچک من پس برود

یا که وقتی باران می بارد

گوشه قالی ما تر بشود

هر زمستان سرما

روی پیشانی مادر خطی از غم می کاشت

پنجره شیشه نداشت

 

 

 

 

درباره نویسنده

6981مطلب نوشته است .

One Comment on “به مناسبت پانزدهمین سالگرد عروج زنده یاد علی محمد بهرامی
مردی که هنوز لب هایش تشنه شعرهای نسروده بود + تصاویر

  • محمود خسروی wrote on ۱۶ مهر, ۱۳۹۷, ۱۸:۲۹

    روحش شاد استاد بزرگ مرتبه من استاد علی محمد بهرامی 
    ❤️🕊

    این عشق جمله عاقل و بیدار می‌کشد
    بی تیغ می‌برد سر و بی‌دار می‌کشد

    مهمان او شدیم که مهمان همی‌خورد
    یار کسی شدیم که او یار می‌کشد

    #مولانا

    🍁

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2018 باشگاه روزنامه نگاران مسجدسلیمان. محفوظ است.
ویرایش شده توسط سعید مرادی